مقالات

برجام و جنگ قدرت در خاورمیانه[ابوهنیه حسن، عربی 21(انگلستان)، 9ژانویه2022]

188435  ۱۴۰۰/۱۰/۲۱
توافق هسته ای ایران، مهمترین اسم رمز کشمکش و جدال بر سر کسب نفوذ در خاورمیانه است. رقابت برای سیطره بر منطقه منحصر به ترکیه و ایران و اسرائیل است در حالی که جهان عرب، فضا و موجویت ژئوپلتیک منفعلی است که به علت رویکردها و برنامه های قدرت های منطقه ای، دچار چند دستگی شده است.


1-توافق هسته ای ایران، مهمترین اسم رمز کشمکش و جدال بر سر کسب نفوذ در خاورمیانه است. رقابت برای سیطره بر منطقه منحصر به ترکیه و ایران و اسرائیل است در حالی که جهان عرب، فضا و موجویت ژئوپلتیک منفعلی است که به علت رویکردها و برنامه های قدرت های منطقه ای، دچار چند دستگی شده است.
2-غرب و به خصوص آمریکا به دنبال تثبیت برتری اسرائیل به عنوان قدرتی منطقه ای هستند و از حمایت مالی و نظامی و سیاسی از اسرائیل دریغ نکرده اند. با آغاز دور هشتم مذاکرات وین برای احیای توافق هسته ای با ایران، حل سیاسی و دیپلماتیک مسئله هسته ای ایران به چالشی بزرگ برای استمرار سیطره اسرائیل بر خاورمیانه تبدیل شد. همچنین تجربه چهار سال ریاست جمهوری دونالد ترامپ نشان داد تحمیل راه حل های خیالی و غیرواقع گرایانه، راه به جایی نخواهد برد.
3-مذاکرات هسته ای با ایران، ماهیت روابط بین این کشور با آمریکا و اسرائیل را برملا کرد. طی چند دهه، سیاست های آمریکا و اسرائیل و متحدانشان در جهان عرب، موجب تقویت نفوذ ایران در خاورمیانه شده است در حالی که آنها مدعی مقابله با نفوذ ایران در منطقه بودند. ایران و آمریکا و اسرائیل در حقیقت دست به بازی سیاسی زده اند که مبنای آن را ایدئولوژی متکی بر پوپولیسم تشکیل می دهد در حالی که مذاکرات و توافق های پشت پرده بین آنها بر اساس واقعیت های ژئوپلتیک در جریان است. روابط این سه کشور بر اساس منافع و رقابت منطقه ای و ژئوپلتیکی است نه بر اساس ایدئولوژی و شعارهای پوپولیستی و حماسی.
4-طی چند دهه، آمریکا ادعا می کرد ایران چالشی تمام عیار برای منافع واشنگتن و تهدیدی جدی برای متحدان و شرکای عرب آمریکا در خاورمیانه است. در اوج ادعاهای آمریکا در خصوص مقابله با نفوذ ایران در خاورمیانه، ایران طی چهار دهه توانست نفوذ خود را گسترش دهد و فضایی ژئوپلتیکی از تهران تا بیروت با عبور از بغداد و دمشق ایجاد کند و نفوذ خود را در بحرین و یمن نیز گسترش دهد. هرگاه آمریکا مدعی مقابله با نفوذ ایران شد، این کشور نفوذ خود را بیش از گذشته گسترش داد.
5-موضع گیری های ضد و نقیض مقامات اسرائیلی نشان دهنده شکاف بزرگ بین ایدئولوژی و برنامه ژئوپلتیک اسرائیل است. در شرایطی که اسرائیل به طور علنی تهدید به اقدام نظامی علیه ایران می کند، منابع خبری اسرائیلی از تمایل بسیاری از مقامات تل آویو به احیای برجام خبر می دهند چرا که فقط با وجود برجام، امکان زیر نظر گرفتن برنامه هسته ای ایران فراهم می شود.
6-مانور ترامپ در خروج از توافق هسته ای نه تنها شکست خورد بلکه اوضاع را بدتر از قبل کرد. تحریم های فزاینده آمریکا علیه ایران، نتوانست این کشور را مجبور به تسلیم شدن و مذاکره بر سر توافقی بهتر کند و آسیب های اقتصادی نیز نظام ایران را سرنگون نکرد و مهم تر این که ترامپ تهدیدات نمایشی خود در خصوص حمله به ایران را عملی نکرد در حالی که ایران پس از خروج آمریکا از برجام توانست غنی سازی اورانیوم را به 60 برساند.
7-در چنین شرایطی، کشورهای عربی که روابط خود را با اسرائیل عادی کرده اند، به بازنگری در سیاست هایشان روی آوردند. «معامله قرن» و نتایج آن نشان داد تناقض شدیدی بین تصورات و واقعیت ها وجود دارد و اسرائیل حتی نمی تواند از خودش محافظت کند چه رسد به این که حامی دیگران باشد. کشورهای عربی متوجه شدند دوستی با اسرائیل نتیجه ای جز افزایش بی ثباتی و تحمیل هزینه های سنگین به همراه نخواهد داشت و خصومت با ایران و ترکیه و تلاش برای کاهش نفوذ آنها در منطقه، توهمی بیش نیست. عقب نشینی آمریکا از افغانستان و بی میلی دولت بایدن به مداخله در منطقه، این باور را تقویت کرد.
8-تحولات سریع در منطقه موجب تغییر دیدگاه کشورهای خلیجی در خصوص ایران و ترکیه شد. این کشورها دریافتند خلأ ناشی از تغییر راهبرد آمریکا در منطقه را اسرائیل نمی تواند پر کند و راهی جز تفاهم بین کشورهای منطقه برای پرهیز از برخورد، وجود ندارد. این تغییر موضع کشورهای عربی، بعد از مذاکرات عربستان و ایران در بغداد و بهبود روابط امارات با ایران و ترکیه، آشکارتر شد.
9-خلاصه این که مذاکرات وین برای احیای برجام، صرفا تلاشی برای دستیابی به معامله ای بهتر است. سیاست ترامپ در خصوص برجام، برای اسرائیل فاجعه بار بود و دستگاه اطلاعات نظامی اسرائیل هیچ شانسی برای توافق با ایران در خصوص برنامه موشکی و نفوذ منطقه ای این کشور، قائل نیست. به این ترتیب نفوذ ایران در منطقه به موضوعی قطعی تبدیل شده است و از این به بعد، اسرائیل قدرت برتر نیست و تهدیداتش درباره حمله نظامی به ایران، تبلیغاتی پوچ است.  
اداره کل رسانه های خارجی
ترجمه: اکبر زارع زاده

 

عربی 21
الاتفاق النووی الإیرانی وصراع الهیمنة فی الشرق الأوسط
حسن أبو هنیة# الأحد، 09 ینایر 2022 07:24 م بتوقیت غرینتش0
الاتفاق النووی الإیرانی وصراع الهیمنة فی الشرق الأوسط
یمثل الاتفاق النووی الإیرانی العنوان الأبرز للصراع والهیمنة على النفوذ فی الشرق الأوسط. وتنحصر المنافسة الإقلیمیة على المنطقة بین ترکیا وإیران وإسرائیل، بینما یشکل العالم العربی ساحة وفضاء جیوسیاسیا منفعلا ومنقسما بین توجهات ومشاریع الدول الإقلیمیة.

ومنذ تدخل الغرب عموماً والولایات المتحدة خصوصاً فی المنطقة؛ وهو یدعم وجود وتفوق إسرائیل کقوة إقلیمیة منفردة، إذ تسعى الدول الغربیة إلى استمراریة مصالحها بالحفاظ على النظام العالمی الحالی الذی تأسس بعد الحرب العالمیة الثانیة، وهو نظام على الصعید الإقلیمی تحتل فیه المستعمرة الاستیطانیة الإسرائیلیة مکانة استثنائیة متفوقة من خلال الدعم المادی والعسکری والسیاسی، وعبر تطویع القانون الدولی على مقاس کیان الاحتلال فی إطار تثبیت حالة دولة الاستثناء. فامتلاک إسرائیل ترسانة نوویة هو حقیقة غیر مطروحة للنقاش من طرف الدول الغربیة والولایات المتحدة، والأغرب أنها غیر مطروحة للنقاش من قبل الدول العربیة.

مع دخول المحادثات الخاصة بإحیاء الاتفاق النووی الإیرانی الجولة الثامنة مع بدایة العام الحالی، یواجه الحل السیاسی والدبلوماسی للقضیة النوویة الإیرانیة تحدیات هائلة لدیمومة الهیمنة الإسرائیلیة فی الشرق الأوسط. فقد برهنت سنوات ترامب العجاف على صعوبة فرض حلول خیالیة لا تقوم على أسس واقعیة، وهی رؤیة رغم تطرفها عابرة للإدارات الأمریکیة والأوروبیة، ولا تخرج عن الأطر التاریخیة الابستمولوجیة للحداثة الأداتیة ومنتجاتها الکولونیالیة والاستشراقیة والإمبریالیة.
برهنت سنوات ترامب العجاف على صعوبة فرض حلول خیالیة لا تقوم على أسس واقعیة، وهی رؤیة رغم تطرفها عابرة للإدارات الأمریکیة والأوروبیة، ولا تخرج عن الأطر التاریخیة الابستمولوجیة للحداثة الأداتیة ومنتجاتها الکولونیالیة والاستشراقیة والإمبریالیة

تقوم سیاسة الولایات المتحدة الأمریکیة منذ تدخلها فی المنطقة على ضمان أمن إسرائیل وتفوقها ومد نفوذها فی الشرق الأوسط. وقد دفع الرئیس الأمریکی السابق دونالد ترامب هذه السیاسة إلى مداها الأقصى من خلال خرافة "صفقة القرن" وأسطورة "اتفاقات أبراهام"، والتی تستند إلى أطروحة السلام بالقوة وفرض إسرائیل قوة إقلیمیة منفردة مهیمنة فی الشرق الأوسط، وذلک عبر بناء سردیة متخیلة بدیلة عن الواقع؛ ترتکز إلى الادعاء بأن إسرائیل دولة طبیعیة فی المنطقة وصدیقة ومسالمة، ولیست کیانا عنصریا احتلالیا عدوانیا توسعیا، وأن أعداء العالم العربی هما إیران وترکیا.

فمتطلبات إعادة بناء الشرق الأوسط الذی اهتزت أرکانه عقب ثورات الربیع العربی المناهض للإمبریالیة والصهیونیة والدکتاتوریة؛ تقوم حسب الرؤیة الأمریکیة/ الإسرائیلیة على تصفیة القضیة الفلسطینیة، وطبعنة مرکزیة إسرائیل وترسیخ دورها القیادی الأمنی الحراسی فی المنطقة لرعایة وحمایة الأنظمة الاستبدادیة، وذلک بإدماج المستعمرة الاستیطانیة الإسرائیلیة فی نسیج المنطقة العربیة الإسلامیة، تحت ذریعة مواجهة خطر مشترک اختزل بـ"الإرهاب"، الذی بات یکافئ "الإسلام السیاسی" وحرکاته المقاومة بنسختیه السنیة والشیعیة، وممثلیه فی المنطقة المنظمات السنیة المنبثقة عن أیدیولوجبة الإخوان المسلمین المسندة من ترکیا، والحرکات السیاسیة والمقاومة الشیعیة المنبثقة عن أیدیولوجیة ولایة الفقیه المسندة من إیران.

تکشف مفاوضات الاتفاق النووی الإیرانی عن طبیعة العلاقة بین إیران والولایات المتحدة وإسرائیل. فعلى مدى عقود أضعفت سیاسة الولایات المتحدة وإسرائیل حلفاءها فی العالم العربی وعززت من نفوذ إیران فی الشرق الأوسط، على خلاف ادعاءاتها الحد من النفوذ الإیرانی فی المنطقة.

فحسب تریتا بارسی، وهو أستاذ فی العلاقات الدولیة فی جامعة جون هوبکینز، فإن اللعبة السیاسیة التی تتّبعها هذه الأطراف الثلاثة تقوم على أسس أیدیولوجیة تستند إلى خطاب استهلاکی وشعبوی، بینما تستمر المحادثات والاتفاقات السریّة على أسس جیواستراتیجیة، لکن المحرّک الأساسی للأحداث یکمن فی العامل "الجیواستراتیجی" ولیس المجال "الأیدیولوجی" الذی یعتبر مجرّد أداة، فالعلاقة بین المثلث الإسرائیلی- الإیرانی – الأمریکی تقوم على المصالح والتنافس الإقلیمی والجیواستراتیجی، ولیس على الأیدیولوجیا والخطابات والشعارات التعبویة الحماسیة.
تکشف مفاوضات الاتفاق النووی الإیرانی عن طبیعة العلاقة بین إیران والولایات المتحدة وإسرائیل. فعلى مدى عقود أضعفت سیاسة الولایات المتحدة وإسرائیل حلفاءها فی العالم العربی وعززت من نفوذ إیران فی الشرق الأوسط

على مدى عقود ادعت الولایات المتحدة الأمریکیة أن إیران تشکّل تحدیاً شاملاً لمصالحها وتهدیداً واسعاً لحلفائها وشرکائها العرب فی الشرق الأوسط، ولم تخل أی وثیقة للأمن القومی الأمریکی منذ سقوط نظام الشاه وصعود دولة "ولایة الفقیه" من الحدیث عن الخطر الإیرانی. وفی خضم الادعاءات الأمریکیة بالتصدی للنفوذ الإیرانی فی الشرق الأوسط، تمکنت إیران خلال العقود الأربعة الماضیة من التمدد والانتشار وتمکین سیطرتها وزیادة نفوذها، وخلق فضاء جیوسیاسی من طهران إلى بغداد مرورا بدمشق وصولاً إلى بیروت، فضلاً عن نفوذها فی البحرین والیمن، وفی کل مرة ادعت فیها أمریکا التصدی للنفوذ الإیرانی کانت إیران تخرج بنفوذ أکبر وتوسع أعظم.

تبرز المواقف الإسرائیلیة المتناقضة الهوة الکبیرة بین الأیدیولوجی والجیوسیاسی، ففی الوقت الذی تتعالى فیه الخطابات الإسرائیلیة العلنیة بالتهدید بعمل عسکری ضد إیران، کشف موقع "والا" الإخباری الإسرائیلی عن وزیرین حضرا جلسة المجلس الأمنی المصغر (الکابینیت) قولهما إن إلون حلیوة أیّد العودة إلى الاتفاق النووی، لکونه سیزید الیقین بشأن القیود القائمة على البرنامج النووی الإیرانی، وهذا لن یکون موجودا فی حال عدم وجود اتفاق.

فی سیاق اللعبة الأیدیولوجیة/ الجیوسیاسیة بدأت إیران والقوى العالمیة المحادثات فی فیینا، وتقدم الخطابات الدعائیة المفاوضات باعتبارها محاولة أخیرة لاستعادة "خطة العمل الشاملة المشترکة" لعام 2015 والمعروفة باسم "الاتفاق النووی الإیرانی"، الذی جرى إبان حکم الرئیس الأمریکی الأسبق باراک أوباما وتم الإعلان عنه فی 14 تموز/ یولیو 2015؛ بعد خلافات حادة استمرت أکثر من عشر سنوات بین إیران والدول الکبرى متمثلة بالدول الخمس دائمة العضویة فی مجلس الأمن إضافة إلى ألمانیا والمعروفة بمجموعة 5+1. ویشمل الاتفاق تقلیص النشاطات النوویة الإیرانیة مقابل رفع العقوبات الاقتصادیة المفروضة على طهران بشکل تدریجی.

کانت إسرائیل حاضرة دوماً بطرائق معروفة فی صیاغة الاتفاقات بین أمریکا والدول الأخرى وإیران، وفی سیاق الحصول على صفقة جیدة لإسرائیل سافر رئیس الوزراء الإسرائیلی بنیامین نتنیاهو إلى واشنطن فی آذار/ مارس 2015، فی محاولة لحشد الدعم ضد اتفاق نووی مع إیران عندما کان یتفاوض علیه الرئیس آنذاک باراک أوباما. وفی خطاب نتنیاهو الشهیر أمام جلسة مشترکة للکونغرس، حذر بشدة من تکرار المحرقة النازیة (الهولوکوست) التی سهلتها هذه "الصفقة السیئة للغایة" والتی "لن تمنع إیران من تطویر أسلحة نوویة.. لکنها ستضمن حصول إیران على تلک الأسلحة". ورغم فشل نتنیاهو فی منع توقیع الصفقة آنذاک، لکن الرئیس الأمریکی دونالد ترامب انسحب من الاتفاق فی أیار/ مایو 2018، واستبدلها بقیادة حملة ضغوط دبلوماسیة واقتصادیة وعسکریة على طهران، عُرِفت بـ"الضغوط القصوى".

أفضت مناورة ترامب إلى نقیض أهدافها، فهی لم تفشل فحسب، بل زادت من تعقید الوضع، حتى أن وزیر الخارجیة الأمریکیة أنتونی بلینکن وصفها بأنها "واحدة من أسوأ القرارات التی اُتخذت فی السیاسة الخارجیة الأمریکیة فی العقد الماضی". فقد دفعت العقوبات الجدیدة إیران إلى البدء فی إحیاء برنامجها النووی فی عام 2019، وأصبحت قادرة على تخصیب کمیات صغیرة من الیورانیوم بنسبة نقاء تصل إلى 60 فی المائة. وخلال السنوات الثلاث التی انقضت منذ الانسحاب، من الواضح أن استراتیجیة ترامب، وفقاً لشروطها الخاصة، باءت بالفشل، إذ لم تجبر العقوبات المتجددة والمتصاعدة على إیران طهران على الاستسلام والتفاوض على صفقة أفضل، ولم یؤدِ الضرر الاقتصادی إلى الإطاحة بها ، والأهم أن ترامب لم ینفذ تهدیداته الاستعراضیة المتکررة بضرب إیران مباشرةً، بالرغم من زعم انتهاکاتها النوویة المتزایدة وهجماتها المتعددة ضد حلفاء واشنطن الإقلیمیین.

بخلاف الرأی الرسمی الإسرائیلی المعلن، اعترف بعض المسؤولین الأمنیین الإسرائیلیین، بأن هذه السیاسة کانت فاشلة حسب نیری زیلبر، حیث قال رئیس قسم الأبحاث فی الاستخبارات العسکریة الإسرائیلیة المنتهیة ولایته لصحیفة یدیعوت أحرونوت فی تشرین الأول/ أکتوبر 2020: "إیران بعیدة کل البعد عن الاستسلام؛ فهی لم ترضخ. لم یتم إثبات أن الانسحاب من الاتفاق النووی قد خدم إسرائیل".
بدأت الدول العربیة المطبعة مع إسرائیل تراجع سیاساتها، فقد تکشفت صفقة القرن ومخرجاتها عن التناقض الحاد بین المتخیل والواقع، وأن إسرائیل لیست قادرة على حمایة نفسها فضلاً عن حمایة غیرها، وأن صداقتها لا تفضی المزید من عدم الاستقرار والتکالیف الباهظة، وأن معاداة إیران وترکیا وتقلیص نفوذهما فی المنطقة محض أوهام

وفی آذار/ مارس الماضی، قال نائب رئیس جهاز الاستخبارات الإسرائیلی الموساد المنتهیة ولایته للصحیفة ذاتها، بعبارات لا لبس فیها، أن الوضع فی العام 2021 کان أسوأ مما کان علیه فی العام 2015، وأن "المطالب الاثنی عشر" المتشعبة التی طالب بها وزیر الخارجیة الأمریکی السابق مایک بومبیو من إیران - بما فی ذلک وقف برنامجها النووی وتطویر الصواریخ ودعم الوکلاء الإقلیمیین - کانت بمثابة حلم لم یتحقق، فإیران "لم توقف انتشارها فی المنطقة للحظة. الإیرانیون یطورون الصواریخ.. والصفقة التی أبرمناها فی العام 2018، الضغط من أجل انسحاب الولایات المتحدة من خطة العمل الشاملة المشترکة لم تکن جیدة؛ فقد عدنا إلى نفس المکان".

فی أواخر تشرین الثانی/ نوفمبر الماضی، انتقد العدید من المسؤولین الأمنیین الإسرائیلیین السابقین الذین خدموا فی عهد نتنیاهو؛ سیاسة رئیس الوزراء السابق تجاه إیران، وقال وزیر الدفاع الإسرائیلی السابق موشیه یعلون: "بالنظر إلى السیاسة المتعلقة بإیران فی العقد الماضی، کان الخطأ الرئیسی انسحاب الإدارة الأمریکیة من خطة العمل الشاملة المشترکة، وهو خطأ تاریخی".. "فخطة العمل الشاملة المشترکة، کان ینبغی أن تکون اتفاقاً مختلفاً تماماً، لکنها کانت أفضل ربما من عدم وجود اتفاق، إذ قدم الانسحاب للإیرانیین ذریعة للمضی قدماً فی المشروع، وباتوا الآن فی أقرب مرحلة على الإطلاق لیصبحوا دولة عتبة نوویة"، وهو تقییم یتفق معه رئیس أرکان الجیش الإسرائیلی السابق غادی آیزنکوت، ومدیر الموساد السابق تامیر باردو.

فی هذا السیاق، بدأت الدول العربیة المطبعة مع إسرائیل تراجع سیاساتها، فقد تکشفت صفقة القرن ومخرجاتها عن التناقض الحاد بین المتخیل والواقع، وأن إسرائیل لیست قادرة على حمایة نفسها فضلاً عن حمایة غیرها، وأن صداقتها لا تفضی المزید من عدم الاستقرار والتکالیف الباهظة، وأن معاداة إیران وترکیا وتقلیص نفوذهما فی المنطقة محض أوهام. وقد عزز هذه الرؤیة انسحاب الولایات المتحدة الأمریکیة من أفغانستان، وعدم رغبة إدارة الرئیس الأمریکی جو بایدن فی الانخراط فی المنطقة، وانشغال واشنطن بآسیا المحیط الهادی للتصدی للصعود الصینی.
بات فی حکم المؤکد أن سیاسة ترامب کانت کارثیة على إسرائیل، فقد صنفت الاستخبارات العسکریة الإسرائیلیة فرص شمل أی صفقة جدیدة للنشاط الإقلیمی لإیران على أنها معدومة، وفرص شملها لتطویر الصواریخ الإیرانیة على أنه غیر مرجحة على الإطلاق، وبالتالی فإن النفوذ الإیرانی بات مسألة محسومة، وتفرد إسرائیل بالشرق الأوسط تکشّف عن وهم

أدت التطورات السریعة إلى تغییر فی رؤیة الدول الخلیجیة تجاه إیران وترکیا، فقد أدرکت هذه الدول أن الفراغ الذی نشأ بعد تبدل الأولویات الاستراتیجیة الأمریکیة لا یمکن أن تملأه إسرائیل، ولا بد من التفاهم بین دول المنطقة لتجنب الصدام. وقد برزت التغیرات بصورة جلیة بعد جولات المحادثات السعودیة- الإیرانیة فی بغداد، والتقارب الإماراتی- الإیرانی، حیث شهدت العلاقات الترکیة الإماراتیة تحسناً کبیراً فی الأشهر الأخیرة بعد قطیعة استمرت أکثر من ثمانی سنوات، توجت بزیارة ولی عهد أبو ظبی والحاکم الفعلی للإمارات إلى ترکیا فی 24 تشرین الثانی/ نوفمبر 2021، وبقرار الإمارات "فتح صفحة" جدیدة فی علاقاتها مع إیران.

خلاصة القول أن الخطابات الأیدیولوجیة الأمریکیة/ الإسرائیلیة حول إیران تحجب الاتفاقات الجیواستراتیجیة، ولا تعدو جولات المفاوضات فی فیینا لإحیاء الاتفاق النووی الإیرانی عن کونها محاولة للحصول على صفقة أفضل. وقد بات فی حکم المؤکد أن سیاسة ترامب کانت کارثیة على إسرائیل، فقد صنفت الاستخبارات العسکریة الإسرائیلیة فرص شمل أی صفقة جدیدة للنشاط الإقلیمی لإیران على أنها معدومة، وفرص شملها لتطویر الصواریخ الإیرانیة على أنه غیر مرجحة على الإطلاق، وبالتالی فإن النفوذ الإیرانی بات مسألة محسومة، وتفرد إسرائیل بالشرق الأوسط تکشّف عن وهم، ولا تعدو تهدیداتها بشن ضربات عسکریة على إیران عن کونها دعایة بائسة، لم تقدم علیها أمریکا فی أوج غطرستها. والمفارقة أن العالم العربی بات خارج المنافسة الإقلیمیة فی الشرق الأوسط، بسبب سیاسات الولایات المتحدة الأمریکیة وإسرائیل.

برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.