مقالات

لیبرال‌های واشنگتن، قدرتمندترین سلاح ایران![قطیش ندیم ، الشرق الاوسط(انگلستان)، 4ژانویه2022]

188326  ۱۴۰۰/۱۰/۱۵
قدرت نامتعارف ایران، صدای لیبرال ها در رسانه های آمریکایی است که نقش بلندگو و تلویزیون را برای حکومتی ورشکسته بازی می کنند که ابزارهای تخریب را در اختیار دارد و نمی تواند بخشی از ثبات در منطقه باشد.


1-واکنش ایران در دومین سالگرد ترور ژنرال قاسم سلیمانی، به هک کردن وبسایت روزنامه «جروزالم پست» و دعوت ایران از سازمان ملل برای واکنش به این ترور و مسئول دانستن دولت جو بایدن در ترور سلیمانی به اندازه دولت دونالد ترامپ، محدود شد. در حالی که همزمان با سالگرد این حادثه، منابع شبه رسمی اسرائیلی اعتراف می کنند که اسرائیل در این ترور نقش داشته و به ویژه اطلاعات مربوط به موبایل سلیمانی را در اختیار سازمان اطلاعات آمریکا قرار داده است. این رفتار ایران نمونه واضح فروبردن سر در زیر برف «تقیه» است.
2-پیش از ترور قاسم سلیمانی، روزنامه های لیبرال آمریکا پر از گزارش ها و مقالات درباره خطر اقدام نظامی علیه ایران بود که افرادی مانند مایک پمپئو وزیر امور خارجه و جان بولتون مشاور امنیت ملی آمریکا از آن سخن می گفتند و با تمایلات دونالد ترامپ همخوانی داشت که می خواست متفاوت از روسای جمهور قبلی باشد. این مقالات، عواقب اقدام نظامی علیه ایران را به گونه ای جلوه می دادند که گویا از اقدام نظامی علیه اتحاد شوروی در اوج قدرتش سخن می گویند. اما ترور قاسم سلیمانی میزان ضعف ایران را برملا کرد.
3-بعد از ترور قاسم سلیمانی مشخص شد همه گزارش هایی که در آنها درباره برخورد نظامی با ایران هشدار داده شده بود، بی‌مورد و میان تهی بود چرا که ترور سلیمانی نه تنها ترور یکی از مهم ترین ستون های نظام ایران بود بلکه با ترور او، آینده ای که رهبر ایران (آیت الله) علی خامنه ای با دقت زیاد در حال آماده سازی آن بود، نابود شد.
4-سلیمانی اگر از دوره ریاست جمهوری ترامپ جان سالم به در می برد، قطعا به عنوان رئیس جمهور ایران انتخاب می شد و در کنار او، مجتبی خامنه ای فرزند علی خامنه ای نیز به رهبری می رسید. طبق این سناریو که در داخل و خارج از ایران مطرح است، برجسته ترین شخصیت سپاه پاسداران در کنار بیت خامنه ای قرار می گرفت که به علت کنترل مستقیم ستاد اجرایی فرمان امام، ثروتمندترین خانواده سیاسی در ایران است.
5-ترور سلیمانی برنامه ای به این بزرگی را بر هم زد بدون آن که ایران جرأت پاسخ دادن به آن را داشته باشد بلکه پس از مدتی دوباره تعامل دیپلماتیک با واشنگتن را از سر گرفت و برای رسیدگی به امور ملتی گرسنه که به سوی شورش پیش می رود، به سراغ کشورهای منطقه رفت.
6-رسانه های لیبرال در آمریکا برخلاف واقعیت، ادعا می کنند ترور قاسم سلیمانی موجب بازدارندگی شبه نظامیان وابسته به ایران در عراق نشد بلکه آنها را تندتر و جری‌تر کرد. این تحلیل ها که ریشه در خصومت با ترامپ و ترامپیسم دارد، این واقعیت را نادیده گرفته است که اگر سلیمانی زنده بود، امکان نداشت شخصی مانند مصطفی الکاظمی بتواند نخست وزیر عراق شود. الکاظمی در لحظه ای مطرح شد که ایران به علت ترور سلیمانی در شوک و سرگردانی بود و اسماعیل قاآنی جانشین سلیمانی هم نتوانست جدال بر سر نفوذ، بین شبه نظامیان عراقی وابسته به ایران را مهار کند. برخلاف ادعای رسانه های لیبرال، گروه های شبه نظامی عراقی اکنون ضعیف تر از گذشته هستند به طوری که نتوانستند هیچ تغییری در نتایج انتخابات که شکستی تحقیرآمیز برای آنان بود ایجاد کنند.
7-ایران زبان زور را بهتر از هر زبان دیگری می فهمد و در برابر فشارها، بهتر از تلاش برای متقاعد کردنش کوتاه می آید. شاید به همین علت است که به شکل های مختلف مثل فوتوشاپ تصاویر موشک ها و رنگ کردن هواپیماهای آمریکایی باقی مانده از زمان شاه، تلاش می کند خود را قدرتی موشکی و سازنده هواپیما معرفی کند. قدرت واقعی ایران، بمب هسته ای نیست بلکه شبه نظامیان وابسته به آن در منطقه است به همین علت حذف قاسم سلیمانی به عنوان پدرخوانده این گروه ها، اهمیتی فراتر از نابود کردن برنامه هسته ای ایران داشت.
8-قدرت نامتعارف ایران، صدای لیبرال ها در رسانه های آمریکایی است که نقش بلندگو و تلویزیون را برای حکومتی ورشکسته بازی می کنند که ابزارهای تخریب را در اختیار دارد و نمی تواند بخشی از ثبات در منطقه باشد.  
اداره کل رسانه های خارجی
ترجمه: اکبر زارع زاده

 

الشرق الاوسط
لیبرالیو واشنطن أقوى أسلحة إیران
الثلاثاء - 1 جمادى الآخرة 1443 هـ - 04 ینایر 2022 مـ رقم العدد [15743]
ندیم قطیش
ندیم قطیش
إعلامی لبنانی
    
A

A
فی ذکرى اغتیاله الثانیة، یمکن العثور على الردود الإیرانیة التالیة على مقتل الجنرال قاسم سلیمانی مطلع عام 2020.
اختراق إلکترونی لموقع صحیفة «جیروزالیم بوست»، ودعوة إیرانیة للأمم المتحدة لاتخاذ خطوات رداً على الاغتیال، وتصریح سیاسی یحمِّل إدارة الرئیس جو بایدن المسؤولیة عن الاغتیال بقدر تحمیلها لسلفه.
فقط لا غیر!
المدهش أن تتزامن هذه الذکرى مع تسریبات شبه رسمیة إسرائیلیة، تقر وتعترف بأن لإسرائیل دوراً فی عملیة الاغتیال، لا سیما لجهة تزویدها الاستخبارات الأمیرکیة ببعض «داتا الاتصالات» المتعلقة بهواتف سلیمانی الخلویة. هنا أیضاً تدفن نعامة الثورة رأسها فی رمال التقیة.
ولئن کان من نافل القول التعریج على اغتیال أکبر مهندسی الملف النووی الإیرانی محسن فخری زاده داخل إیران، مضافاً إلى التفجیرات والحرائق التی تصیب منشآت حیویة إیرانیة مرتبطة بالبرنامج النووی أو بالبرنامج الصاروخی، تبقى لاغتیال سلیمانی خصوصیة مهمة فی قراءة سلوک نظام الملالی.
قبل اغتیاله، کانت الصحافة الأمیرکیة اللیبرالیة تعج بالتقاریر والمقالات حول مخاطر الحلول العسکریة مع إیران، والتی کانت کثیرة الورود فی تصریحات شخصیات مثل وزیر الخارجیة السابق مایک بومبیو، ومستشار الأمن القومی السابق جون بولتون، کما أنها تتناسب مع المزاج الناری للرئیس السابق دونالد ترمب، وشهیته للخطوات غیر المسبوقة من قبل أسلافه.
بُنیت عبر مئات المقالات والتقاریر والإحاطات، عمارة هائلة من رهاب الحل العسکری مع إیران، حتى یشعر من یعود إلیها الیوم، بأنه یقرأ عن الاتحاد السوفیاتی النووی فی عز قوته. واللافت أن أیاً من هذه الأصوات لم یُجرِ الحد الأدنى من المراجعة النزیهة لما ذهب إلیه من تحذیر وتهویل، بعد أن تبین أن اغتیال سلیمانی انعکس فی الواقع إضعافاً لإیران وتراجعاً فی حضورها طوال عام 2020، الذی تمیز أیضاً بفتک «کورونا» بالجمهوریة الإسلامیة، بقدر ما أتاح متنفسات جدیدة فی الإقلیم؛ لا سیما فی العراق.
کل التقاریر التی حذَّرت من مخاطر الاحتکاک العسکری مع إیران، بدت کلاماً فارغاً، بعد الاغتیال العبقری لقاسم سلیمانی، لا بوصفه اغتیالاً لأهم أعمدة النظام وحسب؛ بل بوصفه اغتیالاً لمستقبل النظام الإیرانی الذی کان یعد له المرشد علی خامنئی بعنایة شدیدة.
فالأرجح، لو قُدِّرت له النجاة من حقبة ترمب، أن یکون سلیمانی على سکة أکیدة للوصول إلى سدة الحکم کرئیس للجمهوریة، مصحوباً بتعیین مرشد جدید من بطانته الخاصة، هو مجتبى خامنئی، نجل علی خامنئی. کان هذا أحد السیناریوهات الأبرز التی یُحکى عنها فی طهران وخارجها، کزواج بین أبرز شخصیات «الحرس الثوری»، وبین «بیت خامنئی» الذی یعد من أکبر وأثرى البیوتات السیاسیة فی إیران. فخامنئی -بحسب تقریر مفصل لـ«رویترز» نشر عام 2013- یعد المسؤول الوحید لمنظمة «ستاد» واسمها الکامل «ستاد إجرایی فرمان حضرت إمام»، أو «هیئة تنفیذ أوامر الإمام»، وهی أنشئت بموجب مرسوم وقَّعه الخمینی قبیل وفاته عام 1989، لإدارة وبیع العقارات التی ترکها مالکوها بعد ثورة 1979.
وتشیر «رویترز» إلى أن «ستاد» أصبحت کیاناً تجاریاً عملاقاً یملک حصصاً فی کل قطاعات الاقتصاد الإیرانی، وبقیمة إجمالیة تصل إلى 95 ملیار دولار، وفقاً لحسابات أجرتها «رویترز»، استندت فیها إلى تحلیل لتصریحات مسؤولی الهیئة، وبیانات من سوق طهران للأوراق المالیة، ومواقع الشرکات على الإنترنت، ومعلومات من وزارة الخزانة الأمیرکیة.
أنهى الاغتیال مشروعاً بهذا الحجم، من دون أن تتجرأ إیران على رد؛ بل عادت وانخرطت فی سیاق دبلوماسی مع واشنطن نفسها، وراحت تغازل عواصم الإقلیم بحثاً عن مخارج لشعب جائع یزید تمرداً وانتفاضاً.
ویشهد العراق بشکل خاص على حجم الارتباک الذی یعصف بسیاسة إیران الخارجیة منذ اغتیال سلیمانی، وفداحة الأثر الذی ترکه الاغتیال على الإدارة الإقلیمیة لنظام الثورة. ولکن هنا أیضاً تثابر الأصوات اللیبرالیة الأمیرکیة، خلافاً للوقائع على الأرض، على القول إن اغتیال سلیمانی لم یردع میلیشیات إیران فی العراق؛ بل زادها تمرداً وتصلباً. ما یفوت هذه التحلیلات، المدفوعة بعداء آیدیولوجی لإدارة ترمب، والترمبیة السیاسیة فی الحیاة السیاسیة الأمیرکیة، أن بروز اسم مصطفى الکاظمی رئیساً للوزراء، ما کان ممکناً فی ظل وجود سلیمانی. الکاظمی وُلد فی لحظة ارتباک إیرانیة هائلة أنتجها الاغتیال، وفی لحظة فوضى ضربت خیارات میلیشیاتها فی العراق، من دون أن یکون خلف سلیمانی، إسماعیل قاآنی، المتخصص بملف أفغانستان والجاهل تماماً بتعقیدات العراق، قادراً على التوفیق بین صراعات النفوذ المیلیشیاویة. وخلافاً لما تصر علیه التقاریر اللیبرالیة الأمیرکیة، فإن هذه المیلیشیات الیوم هی أضعف من ذی قبل، ولیس أدل على ضعفها من عدم قدرتها على فرض أی تغییر حقیقی على نتائج الانتخابات التی أفرزت هزیمة مهینة لمیلیشیات إیران وجماعاتها.
الذکرى الثانیة لاغتیال سلیمانی، فی لحظة تعثر المفاوضات النوویة، أو الأدق: فی لحظة تلاعب طهران بالمفاوض الأمیرکی، واستغلال الانطباع عنه بأنه مستمیت للوصول إلى اتفاق أیاً کان الثمن، تحمل دروساً مستفادة لمن یرید النظر إلى إیران بعین الوقائع لا بعین من یرید عبر إیران أن یصفی حسابات سیاسیة وآیدیولوجیة خاصة.
إیران تفهم لغة القوة أکثر من أی لغة أخرى. وتهاب القوی أکثر مما تهاب أی شیء آخر. وتستجیب للضغط أکثر مما تستجیب للإقناع.
وهذا ما یفسر هوسها بصورة القوة التی تثابر على تصدیرها، أکانت صواریخ وهمیة، کفضیحة «الفوتوشوب» قبل أعوام، أو صور الطائرات التی تنتجها، وما هی إلا مجسمات أو إعادة طلاء لطائرات أمیرکیة من زمن الشاه. قوة إیران هی میلیشیاتها فی المنطقة؛ لا سلاحها النووی، وقاسم سلیمانی هو أهم صواریخها بهذا المعنى، وغیابه عن الساحة أهم من تدمیر برنامجها النووی بما لا یقاس.
الأهم من ذلک، أن قوة إیران غیر التقلیدیة هی الأصوات اللیبرالیة فی الإعلام الأمیرکی التی تلعب لعبة مکبر الصوت والصورة لدولة فاشلة، تمتلک کل أدوات التخریب الممکنة، وتعجز عن أن تکون جزءاً من أی استقرار فی الإقلیم.

برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.